![]() |
![]() |
|
| فرهنگی. اجتماعی. سیاسی |
|
سالها پيش هنگامي كه رييسجمهور وقت آمريكا "جان اف كندي" در مراسم تجليل از سربازان بازگشته از جنگ ويتنام، از يكي از آنان سئوال ميكند كه از چه ناحيهاي مجروح شدهاست، سرباز بيدرنگ و در برابر دوربينهاي عكاسان و خبرنگاران، جهت پاسخگويي دقيق به رييسجمهور، شلوارش را پايين كشيده و محل زخمي شدن خود را با دقت به او نشان ميدهد. مراد فرهادپور دليل اين موضوع را واقعگرا و غيرمحافظهكار بودن فرهنگ آمريكايي ميداند؛ فرهنگي كه حتا در مقايسه با فرهنگ مبتني بر اشرافيت ديرپا و محافظهكار اروپايي، براي پنهان ساختن هر آنچه اتفاق ميافتد اصراري ندارد. بهطور كلي ميتوان گفت فرهنگ "غربي- آمريكايي" بر پايهي دو ويژگي عمده قوام يافتهاست: واقعگرايي مفرط و افشاگري مطلق. ويژگيهايي كه بدون لحاظ نمودن آنها امكان بررسي و شناخت ساختارهاي سياسي و اجتماعي اين كشور وجود ندارد. واقعگرايي به فرهنگ غربي و بالاخص آمريكايي خصلتي كاملاً محاسبهگر بخشيده و افشاگري نيز به آن ماهيتي عريان و آشكار دادهاست. بر اين اساس هر رويدادي ابتدا به سرعت رسانهاي شده و به يك امر عمومي تبديل ميشود و سپس هزينهها و فوايد آن به دقت محاسبه ميگردد. مواردي كه در هفتههاي اخير و پس از پرتاب كفشهاي خبرنگار عراقي به سوي جورج بوش شاهد ظهور و بروز آنها از طريق رسانهها و مواضع سياستمداران آمريكايي بوديم. در مقايسه با فرهنگ غربي- آمريكايي، فرهنگ "شرقي- اسلامي" مبتني بر شور، حماسه و حقطلبي است و محاسبهگري در آن جايگاه برجستهاي ندارد. در اين فرهنگ وجوه سمبليك رويدادها به سرعت بر ديگر جنبههاي آن برتري يافته، اصل موضوع رمزآميز و غيرقابل ارزيابي شده و به شاخصي براي تفكيك خير و شر و جداسازي مرزهاي دوست و دشمن تبديل ميگردد. چنين فرهنگ آرمانگرا و حقطلبي محاسبهگري را در حوزهي اقتصاد به خساست و ثروتاندوزي تعبير كرده و در عرصهي سياست نيز محافظهكاري، جبن و ترس از دشمن خوانده و تحقير ميكند. در چنين ساختاري همه چيز و از جمله ناخودآگاه جمعي تشنهي رويدادهاي شورانگيز، حماسي و حقطلبانه است و پيشاهنگان آن به سرعت به قهرمان و سمبل مقاومت و تسليمناپذيري تبديل ميشوند. خبرنگار عراقي (منتظرالزيدي) محصول چنين فرهنگي است كه چاشني استبداد تاريخي و دخالت خارجي نيز به آن افزوده شدهاست. پس خروجي چنين تركيب پيچيدهاي هرگز محاسبهگري و مصلحتانديشي نيست. او به هنگام پرتاب كفشهايش هرگز به اين فكر نميكند كه مثلاً اين كار چهقدر ميتواند بر قرارداد امنيتي ميان آمريكا و كشورش تأثير بگذارد يا امتيازات سياسي جديدي را نصيب عراق نمايد و يا هزينههايي را متوجه خود و خانوادهاش سازد و...؟ او در اين هنگام تنها به وجه نمادين كارش كه تحقير دشمن است فكر ميكند، پس شور و حماسه و حقطلبي را به تنفر آميخته و با استفاده از موقعيتي كه بهخاطر خبرنگار بودنش كسب كرده به سوي بوش كه از نظر او تجسد كامل اهريمن است پرتاب ميكند. اما در فرهنگ آمريكايي و مختصات يادشده از آن با اين رويداد چگونه برخورد ميشود؟ افشاگري ايجاب ميكند كه تصاوير آن به سرعت در بطن تمامي رسانهها جاري شود زيرا دليلي براي پنهانكاري و سانسور وجود ندارد. پنهان كردن اين رويداد در باور اين فرهنگ به معني پذيرش شكست و تحقير شدن است اما افشاي سريع و پخش دهها بارهي آن از سوي خود رسانههاي غربي ميتواند اعتبار آرماني آن را حتا در نزد كنشگران فرهنگ شرقي- اسلامي خدشهدار ساخته و وجه نماديناش را نابود نمايد. رسانههاي غربي سعي ميكنند اين پرسش را در ذهن طرف مقابل ايجاد كنند كه اگر اين يك پيروزي و دستاورد مهم است و سبب تحقير آمريكا شده چرا آنها براي پنهان كردن و انكارش هيچ تلاشي نميكنند؟ بهراستي هنگامي كه حادثهي پرتاب كفش به سوي بوش از تلويزيونهاي غربي و از زواياي مختلف بارها نشان دادهميشود پخش آن از تلوزيونهاي خاورميانه ميتواند واجد چه بار ارزشي و حماسي متفاوتی باشد؟ اما همزمان با اين امر، محاسبه و ارزيابي دقيق نيز آغاز شدهاست: منتظرالزيدي كيست؟ چه سوابقي دارد و تحت تأثير چه كساني قرار گرفتهاست؟ آيا ميتوان از طريق او برخي گروههاي تروريستي را شناسايي كرد؟ حركت او بر افكار عمومي مردم عراق و منطقه چه تأثيراتي برجاي گذاشته و منافع آمريكا را دستخوش چه تغييراتي خواهدكرد؟ محافظت از رييسجمهور از اين پس بايد چگونه باشد و خبرنگاران تا كجا حق دارند به او نزديك شوند؟ آيا اين يك تهديد است يا ميتواند به يك فرصت جديد جهت تأثيرگذاري بر افكار مردم منطقه تبديل شود؟ چگونه ميتوان از آن بهرهبرداري كرد و...؟ پرسشهايي كه در سيستم محاسبهگر و عاقبتانديش آمريكايي پاياني ندارند. در هفتههاي گذشته و در حاليكه رسانههاي مخالف آمريكا در منطقه سعي در برجسته سازي اين رويداد داشتند، افكار عمومي كشورهاي غربي و خصوصاً مردم آمريكا به سادگي از كنار آن عبور كرده و تنها به تبعات مفرح و سرگرم كنندهاش توجه نشان داد. چنين تصاويري براي آمريكاييها نه حماسي است و نه غرور مليشان را خدشهدار ميكند. مردم آمريكا از اين رويداد برآشفته نشدند و مانند حوادث يازده سپتامبر از رهبرانشان نخواستند تا طرف مقابل را تنبيه نمايند. بسياري از آنها فقط براي لحظاتي خنديدند، درست هنگامي كه بسياري از ما از اين رويداد به خود باليديم و احساس غرور كرديم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 5 دی1387ساعت توسط فرهاد امین پور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
فرهاد امین پور هستم، اهل و ساکن سقز و علاقمند به نوشتن.
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 |
|
RSS
|