تبليغاتX
راه رفتن روی یخ - جمهوری سقز
فرهنگی. اجتماعی. سیاسی

سقز شهري است كهن با قدمتي چند هزار ساله. اين جمله‌اي است كه هر شهروند سقزي بارها آن را شنيده يا خوانده‌است. متأسفانه واقعيت‌هاي ناخوشايند حاكم بر اين شهر در برخورد اول هر بيننده‌اي را تحريك مي‌كند تا نسبت به منابع و اسنادي كه اين ديرينگي و قدمت را توجيه و تبليغ مي‌كنند ترديد نمايد، اما نمي‌توان اين حقيقت را نيز ناديده گرفت كه هر قدمتي در ذات خود مايه‌ي برتري نيست اگر كه زمينه‌ساز شكل مناسب‌تري از حيات براي انسان‌ها نشده‌باشد.

به‌طور كلي ايران كشوري است با تاريخي كهن و استبدادي به قدمت اين تاريخ. كشوري با اقوام و فرهنگ‌هاي متفاوت و پيچيده كه در بطن آن، كشورگشايي و عظمت، جنگ و خصومت، تكه تكه شدن و انقلاب، اصلاح و قانون‌مداري، مدرن شدن و سنت‌گرايي و... به هم آميخته است. كردها يكي از بحث‌برانگيزترين اقوام حاضر در اين ساختار فرهنگي هستند كه نسبت به ديگر اقوام و گروه‌ها، منظومه‌ي هويتي به‌هم ريخته‌تري را به خود اختصاص داده‌اند؛ منظومه‌اي كه اصلي‌ترين شاخصه‌ي آن سياسي بودن و سياسي ساختن همه چيز است. تصویر فوق نشانگر وضعیت کلی حاکم بر تفکر و زندگی ماست؛ ترکیبی از استبداد دیرینه، قدمت بعضاً تحریف شده و سیاست‌زدگی مفرطی که حتا در دور‌دست‌ترین افق‌هایش نیز زمینه‌های مشترک و مبتنی بر درک متقابل برای دستیابی به یک زندگی بهتر دیده نمی‌شود.

با تمام این احوال گویا اتفاق دیگری در حال رخ نمودن است؛ رویدادی آرام که باید کل ماهیت آن‌را خارج از عرصه‌ی تخاصم‌های سیاسی و چارچوب‌های سخت فرهنگی و اجتماعی موجود جستجو و بررسی کرد، نوعی غلیان و طغیان سيال که بدون هیچ اعلاني، در صدد بنیان‌برافکنی کلان‌وارگی متصلب و کشنده‌ی موجود است، تعینات غریبی که هر روز رخساره‌ی حیات‌مان را با تاریخ کهن بیگانه‌تر می‌سازند و قبل از هر چیز سیاست و ارزش‌های اجتماعی موجود را دور مي‌زنند. این وضعیت در میان کردها به واسطه‌ی تاریخ پر از ستیز و ناکامی‌های انباشته‌تر و هم‌چنین حضور هم‌زمان و تخاصم‌آمیز گفتمان رسمی حاکمیت و گفتمان ناسیونالیسم، از تنوع و پیچیدگی بیشتری نیز برخوردار است.

خیابان جمهوری سقز یکی از مکان‌هایی است که در چند سال گذشته به عرصه‌ی تجلی وضعیت یادشده تبدیل شده‌است. بلواری نسبتا کوچک که یک طرف آن به میدان "هه‌لو" منتهی می‌شود و دیگری به میدان "قدس"؛ میادینی که در ناخودآگاه مردم شهر هرکدام نماد و نماینده‌ی یکی از دو گفتمان موجودند: اولی (هه‌لو) سمبل گفتمان ناسیونالیسم و دومی (قدس) نماد گفتمان رسمی حاکم. نگرش و کنش سیاسی مردم کردستان به‌طور عام و مردم سقز به‌طور خاص در یک‌و‌نیم دهه‌ی گذشته همواره به شکل پاندولی میان این دو وضعیت حرکت کرده‌است، یعنی "شورش و نافرمانی" و "تمکین و مشارکت سیاسی". شهر سقز هم سابقه‌ی بیشترین رأی به اصلاح‌طلبان را در کارنامه‌ی خود دارد و هم سابقه‌ی شدیدترین برخوردهای خیابانی در جریان اعتراضات چند سال گذشته‌ی مناطق کردنشین.

حرکت این پاندول اما هر روز کندتر و کندتر می‌شود و بی‌علاقگی به هر دو انتهای خیابان بیشتر. نسلی که اینک خیابان جمهوری را به تسخیر خود درآورده است بی‌خبر و مُدزده نیست بلکه عصب‌های جدید جامعه‌ای است که به‌صورت هم‌زمان به گفتمان‌های موجود و مخاصمه‌ی آن‌ها بی‌علاقه و بی‌اعتنا شده‌ و الزامی برای آگاهی از کم و کیف آن یا تبدیل شدن به بخشی از آن نمی‌بیند. این نسل نه به گره‌های کور سیاست توجهی دارد و نه به قدمت و دیرینگی سرزمین‌اش می‌بالد. بخش اعظم این نسل را دانش‌آموزان و دانشجویانی تشکیل می‌دهند که درس خواندن هم قبل از هر چیز وسیله‌ای است برای ادامه‌ی حضور و حیات در دنیایی که ساخته‌اند؛ دنیایی که در آن واقعیت و مجاز چنان در هم تنیده‌است که تفکیک‌شان غیرممکن به نظر می‌رسد. آن‌ها کاربران واقعی و شایسته‌ی پدیده‌های جدیدی چون اینترنت، ماهواره، موبایل و مُد هستند. آن‌ها مناسبات فرهنگی گذشته را نادیده می‌گیرند و این نادیده‌انگاری را نیز به بخشی از سرگرمی‌های خود تبدیل می‌کنند. برای این نسل رویدادهای سیاسی و فرهنگی تنها زمانی اهمیت دارند که از قابلیت تبدیل شدن به بلوتوث‌های مفرح برخوردار باشند. خیابان جمهوری سقز تحت تأثیر چنین افق به شدت عجیبی سرگرم تغییر سریع خویش است و هر روز بر تعداد کافی‌شاپ‌ها، سیدی‌مارکت‌ها، بوتیک‌ها و نئون‌ها و تابلو‌های تبلیغاتی و رنگارنگ آن افزوده می‌شود. به بیان دیگر خیابان جمهوری در حال تبدیل شدن به ویترین مناسبات فرهنگی و اجتماعی متفاوت و جدیدی است که به‌طور کامل از احتیاط و محافظه‌کاری طبیعتاً موجود در بطن دیرینگی خود گسسته است.

بله، به جرأت می‌توان گفت در خیابان جمهوری سقز جمهوری جدیدی در حال ظهور است؛ یک جمهوری نو که نه اعتبار سیاسی جمهوری‌های مرسوم را دارد و نه برای آنان اعتباری قایل است. نظام فرهنگی و اجتماعی جدیدی که نه انقلاب کرده‌است و نه کودتا، بلکه به آرامی و بدون توجه به آن‌چه اتفاق می‌افتد در حال برانداختن تمامی آن چیزی است که وجود دارد.    

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 دی1387ساعت   توسط فرهاد امین پور |