تبليغاتX
راه رفتن روی یخ - آیا فقر یک ارزش است؟
فرهنگی. اجتماعی. سیاسی

مطلب دوست بزرگوارم آقاي دكتر خالد توكلي تحت عنوان "جمعه بازار" و واكنش تعدادي از خوانندگان وبلاگ‌شان، من را بر آن داشت تا در ارتباط با مسئله‌ي فقر و پيوند آن با سياست مطلب كوتاهي بنويسم. اميد كه مورد توجه و نقد خوانندگان قرار گيرد.

آيا فقر يك وظعيت نامطلوب است يا يك ارزش فرهنگي و اجتماعي؟ آيا مي‌توان جامعه‌اي را يافت كه در آن فقر فضيلت قلمداد شود و كسب مال و ثروت‌اندوزي رذالت؟ مسئله‌ي فقر چگونه مي‌تواند به بستري براي بهره‌برداريهاي ايدئولوژيك تبديل شود؟ آيا مسئله فقر مي‌تواند تابعي از وضعيت سياسي حاكم بر جامعه باشد؟

به طور كلي فقر ناتواني انسان است در فراهم ساختن نيازهاي بنيادي خود براي ايجاد يك زندگي شايسته و آبرومندانه؛ وضعيت نامطلوب و رنج‌آوري كه دامنه‌ي آن مي‌تواند تا حد ناتواني در كسب حداقل نيازهاي تغذيه برحسب ارزان‌ترين انواع مواد غذايي گسترش يابد. ريشه كن كردن فقر و بالا بردن سطح رفاه عمومي مهم‌ترين مسئله‌ي دولت‌ها در دنياي كنوني است و نحوه‌ي برخورد نظام‌هاي سياسي مختلف با اين امر را مي‌‌توان به شاخصي براي رشد ميزان دمكراسي نيز تبديل كرد.

در جوامعي كه اعتبار و مشروعيت قدرت سياسي به صورت مستقيم از اراده‌ي مردم ناشي مي‌شود، فقر يكي از اصلي‌ترين مشكلاتي است كه سياست‌مداران و كارشناسان اقتصادي با توسل به روش‌هاي علمي و شفاف به نبرد با آن برمي‌خيزند و بخش بزرگي از ميزان مشروعيت و ماندگاري‌شان نيز به ميزان موفقيت در اين حوزه بستگي دارد. اما در جوامعي كه قدرت سياسي اعتباري خودبنياد دارد و اراده‌ي جامعه داراي كم‌ترين امكان بروز و ظهور است مسئله‌ي فقر نيز مانند بسياري ديگر از مشكلات، شكل و ماهيت ديگري به خود مي‌گيرد.

در بسياري از جوامع توسعه نيافته حتا با وجود ثروت‌هاي خدادادي، به دلايلي چون مسئوليت‌ناپذيري قدرتمندان، غياب احزاب و مطبوعات آزاد و فساد گسترده در اركان قدرت، فقر به شكل بسيار گسترده و افسار گسيخته هم‌چنان وجود دارد. قدرت سياسي در چنين جوامعي مشروعيت مخدوش و تصنعي خود را مرهون ايجاد و حفظ وضعيت‌هاي توده‌اي است و محرومين و تهي‌دستان مناسب‌ترين گزينه‌ها براي تحقق اين امر هستند. سيستم سياسي به دليل ناتواني در برخورد بنيادي با فقر گسترده و ريشه كن كردن آن، با توليد شعارهايي چون "دولت فقرا" و "حكومت تهي‌دستان" ماهيت مسئله را دگرگون مي‌سازد. رسانه‌ها و دستگاه‌هاي مهندسي فكر در چنين جوامعي به سرعت فقر را به يك ارزش تبديل كرده و خود را حامي مستمندان در مقابل اغنيا مي‌خوانند. بر اين اساس تلاش براي تحديد فقر جاي خود را به ترويج فقر داده و ارزش‌هاي ديني و تاريخي نيز جهت پشتيباني از چنين منطقي مصادره به مطلوب شده و نظام فرهنگي جديدي متولد مي‌شود.

فرهنگ "فقر ارزشي" به جامعه چنين القا مي‌كند كه قدرت سياسي تجلي اراده و خواست محرومان است و فقرا داراي ارزش‌هاي خاص و فضايل ويژه هستند. به اين اعتبار روش‌هاي لازم براي نمايش حمايت از مستمندان به كار گرفته شده و آن‌ها در شبكه‌هاي هدايت شده‌اي از صدقه و بخشش سيستم، سازماندهی شده و به هنگام ضرورت براي حضور در نمايش‌هاي توده‌اي مانند محكوم كردن، حمايت كردن، انتخابات و... فراخوانده مي‌شوند. از سوی دیگر قدرت‌مندان با انتساب خود به محرومان جامعه، مخالفان و منتقدان سياسي را نيز به وابستگي به صاحبان زر و زور متهم نموده و به حاشيه مي‌رانند. وضعيتي كه سال‌هاست در كشورهايي چون كوبا، ونزوئلا، زيمبابوه و.... ادامه دارد. در اين كشورها شعارهايي چون "درود بر فقرا" ، "دولت محرومان" و "ما به فقير بودن خود افتخار مي‌كنيم" به وفور شنيده مي‌شود. پس هر چه تعداد محرومان جامعه بيشتر باشد قدرت نيز از مشروعيت و امنيت بيشتري برخوردار مي‌شود و رشد طبقه‌ي متوسط كه در پي ايجاد جامعه‌اي مدرن با ارزش‌هاي دمكراتيك است به تأخير مي‌افتد. بيراه نيست كه كسي چون آقا محمدخان قاجار به وليعهد خود فتحعلي‌شاه توصيه مي‌كند كه براي ادامه‌ي حكومت تلاش كند تا مردم فقير و بي سواد بمانند.

رواج چنين فرهنگي نتايج ناخواسته‌اي نيز به دنبال دارد و آن رشد بي‌اعتمادي و تظاهر است، زيرا بسياري از افراد جامعه كه جزو نيازمندان هم نيستند براي بهره‌مندي از الطاف قدرت، خود را نيازمند خوانده و بر بحران يادشده مي‌افزايند. دولت نيز هر از چند گاهي با راه‌اندازي پروژه‌هايي تبليغاتي، غيرعلمي و غيركارشناسي، آن‌هم در كسوت برنامه‌هاي اقتصادي نجات‌بخش، پرچم حمايت از مستمندان را برافراشته و عملاً بر مشكلات آنان مي‌افزايد.

متأسفانه "ارزش‌مدار كردن مسئله‌ي فقر" و تلاش براي فرهنگ‌سازي در اين رابطه، امروزه يكي از اصلي‌ترين شگردهاي نظام‌هاي سياسي غيردمكراتيك براي ادامه‌ي حيات است. بايد بپذيريم كه فقر به هيچ عنوان يك ارزش نيست و آن‌چه مايه‌ي مباهات است امكان دستيابي عادلانه‌ي همگان به اشتغال سالم و برخورداري از يك زندگي آبرومندانه است.     

+ نوشته شده در  شنبه 5 بهمن1387ساعت   توسط فرهاد امین پور |