تبليغاتX
راه رفتن روی یخ - دولت مقتدر اصلاح‌طلب؛ شجاعت يا بضاعت؟
فرهنگی. اجتماعی. سیاسی

بعد از اعلام کاندیداتوری میرحسین موسوی و حمایت سیدمحمد خاتمی و قاطبه‌ی گروه‌ها و احزاب اصلاح‌طلب از وی، بارها سئوال‌هایی از این دست تکرار شده‌است که چرا اصلاح‌طلبان از مهدی کروبی حمایت نکردند؟ آیا میرحسین موسوی یک اصلاح‌طلب است؟ آیا او به اندازه‌ی کروبی از مواضع و گفتار صریح و شجاعانه برخوردار است؟ و... حتی قبل از انصراف سید‌محمد خاتمی از کاندیداتوری نیز برخی اصلاح‌طلبان در یک هم‌سویی معنادار با جریان‌های اقتدارگرا بر طبل بدصدای ترسو بودن خاتمی و شجاع بودن فلان كانديدا می‌کوبیدند و با منطق ساده‌ای که تنها از جنگجویان قرون گذشته‌ای برمی‌آيد که پهلوانشان را برای کشتن پهلوان طرف مقابل به میدان جنگ می‌فرستند، شفافیت، صداقت، سلامت، مدارا و پرهیز از تمرکزگرایی کسی چون خاتمی را به باد تمسخر گرفتند.

در این‌جا قصد دارم به صورت بسيار مختصر دو مفهوم "شجاعت" و "بضاعت" را به دو وضعیت "گریز از تحزب" و "حزب گرایی" ربط داده و به نقد این پرسش‌ها بپردازم .

اکنون تمامی جریان‌های سیاسی کشور از معتدل‌‌ترین اصلاح‌طلبان گرفته تا افراطی‌ترین اصول‌گرایان، حداقل در گفتار بر ضرورت توجه به امر تحزب در جامعه و نهادینه شدن این مهم برای رهايي از وضعیت سیاسی آشفته و نابسامان کنونی اذعان مي‌كنند اما در عمل هم اصول‌گرایان با تمامیت‌خواهی و اقتدارگرایی خود مانع از تحقق این نياز می‌شوند و هم بسیاری از اصلاح‌طلبان با کنش سیاسی آشفته، تکروانه و غیر قابل دفاع خویش این مهم را به تأخیر می‌اندازند.

مهدی کروبی اگرچه از شیوخ و بزرگان اصلاح‌طلبی در ایران و از یاران و همراهان خوب خاتمی بود اما با خروج از مجمع روحانیون مبارز در نهمین دوره‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری و عدم تمکین در برابر موضع رسمی این جریان سیاسی تأثیرگذار در حمایت از دکتر مصطفی معین ، فلسفه‌ی خود برای ایجاد یک حزب جدید و باور به تحزب را از همان ابتدا با سئوالات اساسی مواجه ساخت. مهدی کروبی حزبی را پایه‌گذاری کرد (حزب اعتماد ملی) که تمامی قدرت و تشکیلات و مدیریت آن در نهایت به خود وی ختم می‌شد و "اعتماد ملی" از همان بدو حیات مترادف شد با مهدی کروبی. اما این سنت در این‌جا خاتمه نيافت و پس از اعلام حمایت تمامی احزاب و گروه‌های اصلاح‌طلب از میرحسین موسوی در اين دوره از انتخابات، کسانی چون محمدعلی ابطحی، غلامحسین کرباسچی و محمدعلی نجفی نیز با نادیده گرفتن مواضع رسمی احزاب متبوع‌شان به صورت فردی به حمایت از مهدی کروبی پرداختند. آیا در چنین هنگامه‌ای فلسفه‌ی اصلی حزب و تمکین در برابر رأی و نظر جمع با مشکل بنیادی مواجه نمی‌شود؟ آيا داعيه‌ي باور به تحزب با چنين تكروي‌هايي هم‌خواني دارد؟

از سوی دیگر آیا می‌توان به تحزب چنگ زد اما بر گرد "شجاعت" فردی جمع شد؟ آیا برای تشکیل یک دولت مقتدر و توانمند که می‌بایست نیروی کافی برای حفاظت از خود در برابر نقدها و حملات تند اقتدارگرایان را داشته‌باشد تنها شجاعت شخصی کافی است یا بضاعت گسترده و نیرومند جناحی نیز لازم است؟ میرحسین موسوی اگرچه به قول بعضی افراد! به اندازه‌ی کروبی رادیکال نیست اما از حمایت یک جریان نیرومند سیاسی (مرکب از احزاب و گروه‌های سیاسی شناخته‌شده و شناسنامه‌دار) برخوردار بوده و پشتوانه و بضاعت کافی برای تشکیل یک دولت توانمند را دارد. به راستي اگر خاتمي در طول هشت سال رياست‌جمهوري خود از حمايت و همراهي ده‌ها حزب و گروه اصلاح‌طلب بهره‌مند نمي‌بود مي‌توانست از چنگال‌هاي تيز اقتدارگرايي و تماميت‌خواهي جان سالم به در برد؟

جامعه‌ی ما بیش از هر چیز نیازمند دولت‌هایی است که در مرحله‌ی اول برآمده از یک حزب یا جریان قدرتمند و باسابقه باشند و در مرحله‌ی بعد به رأی و نظر جمع احترام بگذارند. اگر حتا محمود احمدی‌نژاد نیز با تمامی اشتباهات و خودمحوری‌هایش باز هم اندکی به خواست و نظر گروه‌ها و احزاب اصول‌گرا که دارای سوابق و تجارب بسیارند احترام می‌گذاشت و بخشي از تجربه و نیروی آنان را در دولت خود به‌کار می‌گرفت چه بسا اکنون کشور با بحران‌ها و مشکلات کم‌تری مواجه می‌شد. پس آن‌چه لازم است بضاعت ایجاد یک دولت توانمند و کارآمد است، نه شجاعت صرف شخصی براي خاموش كردن اين و آن. مهدی کروبی شخصیتی تأثیرگذار است که توانایی‌های فردی زیادی نیز دارد اما در این انتخابات از بضاعت کافی برای ریاست‌جمهوری و تشکیل یک دولت مقتدر که توان ادامه‌ی کار در مقابل کارشکنی‌های اقتدارگرایان را داشته‌باشد برخوردار نیست.

بر این اساس ما به عنوان جمعی از فعالین فرهنگی و سیاسی "کرد" پس از اعلام انصراف سیدمحمد خاتمی از كانديداتوري، به حمایت تمامی گروه‌ها و احزاب اصلاح‌طلب از میرحسین موسوی احترام گذاشته و با علم به این‌که این گروه‌ها از يك سو از ميرحسين موسوی در برابر اقتدارگرایان حمایت كرده و از سوی دیگر او را ناچار به تبعيت از خرد جمعي مي‌كنند از ايشان حمايت نموده و بر این باوریم که می‌توانیم بخش وسیعی از مطالبات خود را از رهگذر تحقق برنامه‌های او پیگیری نمائیم. میرحسین موسوی مواضع واقع‌بینانه و روشنی در ارتباط با حقوق شهروندی، قومی، مذهبی و... دارد که عینیت‌بخشی به آن‌ها غیرممکن به نظر نمی‌رسد. به امید ایجاد یک دولت اصلاح‌طلب توانمند و کارآمد.

+ نوشته شده در  جمعه 1 خرداد1388ساعت   توسط فرهاد امین پور |